تبليغاتX
مینای شهر خاموش
فيلم «تابستان عزيز» آخرين ساخته اميرشهاب رضويان در بخش مسابقه چهلمين دوره جشنواره فيلم رشد، حضور خواهد داشت.

به گزارش پارس توریسم  اين فيلم سينمايي به بخش مسابقه جشنواره فيلم رشد، اضافه شد.
براساس اين گزارش، «تابستان عزيز» چهارمين اپيزود از مجموعه «شهري كه دوست مي‌دارم» است كه توسط اميرشهاب رضويان براي گروه فيلم‌هاي تلويزيوني شبكه اول سيما ساخته شده است.
اين فيلم در چهاردهمين جشنواره فيلم كودكان و نوجوانان همدان، موفق به دريافت جوايز بهترين فيلمنامه، بهترين تصويربرداري، جايزه ويژه هيات داوران و جازه شوراي شهر همدان شد.
در «تابستان عزيز»، رابعه مدني، هومن ذبيحي، سروش صحت، فريبا آهنگ، محمد مين باشي، محمد احسان محمدزاده، مهران رجبي، رضا خمسه، حميرا عظيمي، هيلدا خسروي، قاسم تيرانداز، سيد سعيد رضويان، با حضور افتخاري صابر ابر ايفاي نقش مي‌كنند.
در خلاصه داستان اين فيلم آمده: عزيز و نوه‏اش حميد بدون هماهنگي با خانواده، از همدان راهي مشهد شده، در مسافرخانه بهشت، اتاقي اجاره مي‏كنند. عزيز سالها در پي سفر به مشهد بوده و فرزندانش به دليل درگيري‌هاي كاري و خانوادگي نتوانسته‌اند با او به سفر بيايند. حميد نوه ماجراجوي او تنها كسي است كه با او همدست شده و به سفر آمده‌اند و ...
عوامل اين فيلم عبارتند از: كارگردان: اميرشهاب رضويان، نويسندگان فيلمنامه: عليرضا محمودي، اميرشهاب رضويان، مدير تصويربرداري: مسعود اميني، تدوين: فرامرز هوتهم، موسيقي: حسين زندي، طراح صحنه و لباس: سيامك كاري‌نژاد، صدابردار: مهدي صالح كرماني، طراحي و تركيب صدا: رامين ابوالصدق، مديرتوليد: افشين قلي‌پور، طراح و اجراي گريم: مرتضي متقي، دستيار اول كارگردان و برنامه‌ريز: عباس نظام‌دوست، منشي صحنه: ماريا ميرنژاد، مجري طرح: سيد سعيد رضويان - شركت فيلمسازي و پژوهشهاي سينمايي هيلاج، تهيه‌كننده: سيد كمال طباطبايي، محصول: گروه فيلم‌هاي تلويزيوني شبكه اول سيما.

+ نوشته شده توسط مینافشنگچی در جمعه چهاردهم آبان 1389 و ساعت 11:32 |

 

اختصاصی سرو: امیر شهاب رضویان گفت: مدیران فرهنگی کشور و مسئولان صدا و سیما از طرح بی‌واسطه معضلات اجتماعی در سینمای مستند نباید بهراسند .
رضویان در گفت‌وگو با سرو اظهار داشت: آنها باید بدانند که نمایش فیلم‌های مستند معترض و آگاهی‌بخش درباره معضلات اجتماعی می‌تواند به حل مشکلات کمک کند.
وی ادامه داد: به نظرم سینمای مستند ایران به نسبت سینمای داستانی روایتگر صادق‌تری از شرایط زمانه ماست. در سال‌های گذشته سینماگران مستند بخش‌هایی از جامعه ایرانی را به تصویر کشیده‌اند که پیش از این نه در تلویزیون و نه در سینمای داستانی ما به آنها اشاره نشده بود .
رضویان گفت: سینمای مستند ایران با معضل تهیه‌کننده، سرمایه‌گذار و خریدار روبروست. متاسفانه سیستم منظمی در تلویزیون و وزارت ارشاد و سایر سازمان‌های مرتبط با سینما برای تولید فیلم مستند وجود ندارد.
وی ادامه داد: کسانی هم که فیلم مستند را با هزینه شخصی تولید می‌کنند به طور معمول در زمینه فیلم مستند موفق نیستند و تلویزیون به عنوان مهم‌ترین خریداران فیلم مستند، سازوکار مشخصی برای نمایش وخریداری مستندهای ایرانی ندارد. از دل این بی‌نظمی تنها چیزی که سینمای مستند ایران را زنده نگه داشته‌، اشتیاق جوانان فیلمسازی است که با حداقل سرمایه فیلم می‌سازند
وی تاکید کرد: مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی و مرکز مستندسازی سیما دو مرکز مهم تولید فیلم مستند در بخش دولتی هستند که باید با بودجه‌ای به مراتب بیشتر وارد عرصه مستند سازی شوند.

 http://sarve.ir/news&comment/comment/314.php

+ نوشته شده توسط مینافشنگچی در شنبه بیست و دوم فروردین 1388 و ساعت 14:13 |

 

شیما غفاری :هشت فيلم كوتاه ايراني به انتخاب امير شهاب رضويان در بخش «فيلم‌هايي از ايران» در جشنواره‌ي بين‌المللي فيلم «بوستون» آمريكا به نمايش درمي‌آيد. به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، فيلم‌هاي «بچه‌هاي صدفي» (عباس اميني) «روشنايي‌هاي شهر» (آيدا پناهنده)، «كمي بالاتر» (مهدي جعفري)، «آب و آينه» (بيژن زمان پيرا)، «پيرمرد و خط» (پناه برخدا رضايي)، «آن دست‌ها» (آيدا پناهنده)، «قرباني» (پناه برخدا رضايي) و «مزخرفات» (صدف احمدي) توسط رضويان كارگردان سينماي ايران به اين جشنواره معرفي شده‌است. بنا بر اين گزارش، اين فيلم‌ها روز نهم آذرماه 87 در سالن اصلي موزه هنرهاي زيباي بوستون به نمايش درمي‌آيند. به گزارش ايسنا، سال گذشته پس از نمايش فيلم «ميناي شهر خاموش» در موزه هنرهاي زيباي بوستون، مدير اين جشنواره از رضويان براي همكاري در بخش فيلم كوتاه جشنواره دعوت به همكاري كرد و متعاقب آن رضويان تعدادي از فيلم‌هاي شاخص ايراني را با رضايت سازندگان آن‌ها به اين جشنواره ارسال كرد كه در مرحله اول هشت فيلم فوق به نمايش درخواهد آمد. پيش از اين در خرداد ماه 1383 اميرشهاب رضويان به نمايندگي از انجمن فيلم كوتاه ايران برنامه‌ي مشابهه براي نمايش فيلم‌هاي كوتاه ايراني در بيست و يكمين جشنواره‌ي فيلم هامبورگ تدارك ديده بود كه تحت عنوان «چشم‌انداز سينماي كوتاه ايران» برگزار و مورد استقبال قرار گرفت.

انتهاي پيام

+ نوشته شده توسط مینافشنگچی در جمعه بیست و چهارم آبان 1387 و ساعت 10:23 |

خلاصه داستان
دكتر بهمن پارسا، پس از سی و سه سال از آلمان به ایران برمی‌گردد. با یكی از دوستان قدیمی‌پدرش (پیرمردی به نام قناتی) و راننده بیمارستان،‌بهرامی‌به زادگاهشان (بم) می‌روند. دكتر پارسا در پی عشق گمشده‌اش مینا، در بم می‌گردد و رابطه‌اش تدریجاً با قناتی و بهرامی‌ عمیق‌تر می‌شود. همان گونه كه شخصیت اصلی فیلم در دل كویر فرو می‌رود؛ رازهای بیش‌تری از او و زندگی‌اش پدیدار می‌شوند. 

درباره كارگردان
امیرشهاب رضویان، از فعالان عرصه فیلم كوتاه در كشور، توانست به شكل مستقل، دفتر تولید فیلم خودش را راه بیندازد و با فیلم تهران ساعت هفت صبح، وارد عرصه سینمای حرفه‌ای شود. “مینای شهر خاموش” پس از فیلم “تهران ساعت هفت صبح” دومین ساخته سینمایی رضویان در مقام كارگردان است.

شاید ندانید 

1- فیلم “مینای شهر خاموش” در یازدهمین جشن خانه سینما سال 1386 هم تندیس بهترین بازیگر نقش مكمل مرد را برای بازی صابر ابر دریافت كرد و هم عزت‌الله انتظامی ‌كاندیدای بهترین بازیگر نقش اول مرد و داریوش تقی‌پور نامزد دریافت جایزه بهترین موسیقی متن شد.

2- فیلم در جشنواره بیست و پنجم فیلم فجر (1385) در بخش مسابقه حضور داشت كه در رشته‌های بهترین كارگردانی، بهترین فیلم، بهترین بازیگر نقش دوم مرد (صابر ابر)، بهترین موسیقی متن، بهترین تدوین، بهترین طراحی صحنه و لباس و بهترین صدابرداری كاندیدای دریافت سیمرغ بلورین شد كه از این بین جایزه ویژه هیات داوران به امیرشهاب رضویان برای كارگردانی تعلق گرفت و از عزت الله انتظامی‌برای بازی در نقش اول تقدیر شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مینافشنگچی در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 و ساعت 20:1 |

 فيلم سينمايي «ميناي شهر خاموش» اميرشهاب رضويان از اوايل مهرماه در سينمايي در شهر «تورنتو»ي کانادا به روي پرده رفته است. اميرشهاب رضويان كه اين روزها در تورنتو به سر مي‌برد در گفت‌وگويي با خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، به استقبال ايرانيان مقيم اين شهر و تماشاگران كانادايي اشاره كرد و افزود: اين اولين نمايش عمومي فيلم «ميناي شهر خاموش» در سينماهاي خارج از کشور است که با نام انگليسي COLORS OF MEMORY عرضه مي‌شود. اين كارگردان با اشاره به عرضه‌ي پوسترهاي در موسسات فرهنگي تورنتو، ادامه داد: پخش‌کنندگان فيلم سعي دارند که با «ميناي شهر خاموش» بازار فيلم‌هاي ايراني را در تورنتو فعال کنند و در پي جذب مخاطب غيرايراني هم هستند و معتقدند که در صورت حمايت وزارت فرهنگ و ارشاد از نمايش فيلمهاي ايراني در خارج از کشور، بازار خوبي براي محصولات فرهنگي ايراني در خارج از کشور وجود دارد که فقط منحصر به تماشاگران ايراني مقيم خارج نيست و مي تواند تماشاگران غيرايراني را هم به تماشاي فيلمهاي ايراني جذب کند. او در عين حال گفت: اسپانيايي زبانها و هندي‌ها اقليتهايي هستند که در حال حاضر موفق به نمايش گسترده فيلمهاي امريکاي لاتين و هندوستان در امريکاي شمالي شده‌اند و در صورت برنامه‌ريزي مناسب و سرمايه‌گذاري در اين بخش سينماي ايران هم مي‌تواند بخشي از بازار سينماي جهان را در اختيار بگيرد. امير شهاب رضويان همچنين خبر داد اين روزها در تورنتو مشغول نگارش فيلم‌نامه‌ي فوتبال است و تحقيقات محلي كار را انجام مي‌دهد. به گزارش ايسنا، «ميناي شهر خاموش» در ادامه‌ي حضورهاي بين‌المللي خود از هجدهم تا بيست‌وهشتم مهرماه 1387 (9 تا 19 اکتبر 2008) در هجدهمين جشنواره فيلمهايي ازجنوب شهر اسلو نروژ، سومين جشنواره فيلم دوشنبه تاجيکستان بيستم تا بيست و چهارم مهرماه 1387 (11 تا 15 اکتبر 2008) و بيست و دومين جشنواره ليدز انگلستان چهاردهم تا بيست وششم آذر ماه (4 تا 16 نوامبر 2008 ) به نمايش در خواهد ‌آمد. داستان فيلم درباره دکتر بهمن پارسا (شهباز نوشير)، جراح موفق قلب است که پس از 33 سال از آلمان به ايران برمي‌گردد و پس از عمل موفقيت آميز يک جانباز جنگ، همراه پيرمردي به نام قناتي (عزت الله انتظامي) و بهرامي (صابر ابر) جواني که راننده‌ي بيمارستان است به شهر بم مي‌روند. دکتر پارسا به دنبال گذشته‌اش مي‌گردد و در اين مسير قناتي و بهرامي همراه او هستند و کم کم از رازي قديمي آگاه مي‌شود.

+ نوشته شده توسط مینافشنگچی در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 و ساعت 10:5 |

شهروند کانادا :یکشنبه 28 سپتامبر 2008 کانون مهرآوران در سالن کتابخانه ریچموندهیل برنامه ی نمایش فیلم و پرسش و پاسخ با کارگردان آن را برگزار کرد. امیرشهاب رضویان کارگردان «مینای شهر خاموش» در تورنتو حضور دارد و این فیلم به مدت دو هفته در سینمای امپایر به نمایش درآمد. همزمان با نمایش فیلم در این سینما، کانون مهرآوران از کارگردان فیلم دعوت به عمل آورد تا با پخش فشرده ای از فیلم و پشت صحنه ی آن در مورد ساخت فیلم با حاضران به گفت وگو بنشیند. حمید متکلم از سوی کانون مهرآوران حاضران را به تماشای یکی از فیلم های کوتاه امیرشهاب رضویان دعوت کرد. فیلم آوازهای مرد خاکستری داستان پیرمردی را در خرم آباد روایت می کرد که کارش لایروبی فاضلاب های شهر بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مینافشنگچی در چهارشنبه هفدهم مهر 1387 و ساعت 11:48 |
مینای شهر خاموش» داستان پزشکی ایرانی است که بعد از ۳۳ سال به وطن باز می گردد و به دنبال عشق دوران کودکی ‌اش (مینا) می گردد. مینای شهر خاموش فیلمی است اجتماعی از واقعیت های امروز جامعه ایران و ادای دین به «بم». به شهری که زلزله ویرانش کرد و اکنون نیز آوارها هنوز پابرجاست.

گفتگو با امیر شهاب رضویان

این فیلم در بیست ‌و پنجمین «جشنواره فیلم فجر» برای «امیرشهاب رضویان»، سیمرغ بلورین «بهترین کارگردانی» و برای «عزت‌الله انتظامی»، سیمرغ بلورین ویژه‌ هیأت داوران را به همراه داشت و جوایز دیگری هم گرفت اما پس از برنده شدن با واکنش تند مشاور فرهنگی رئیس جمهور رو به رو شد و آن را فیلمی معرفی کرد که در «راستای مصالح نظام» نیست.

پس از دو سال این فیلم سرانجام موفق شد که با حذف برخی صحنه ها برای اکران آماده شود. اما اکران این فیلم با محدودیت های بسیاری همراه شد. برخی علت اصلی این محدودیت ‌ها را به انتقادات مشاور فرهنگی رئیس جمهور نسبت می دهند. عزت الله انتظامی در مراسم افتتاحیه این فیلم به انتقاد از نحوه اکران این فیلم پرداخت و پس از آن ظرفیت اکران فیلم از دو سالن به ده سالن افزایش یافت.

 http://zigzagmag.org/article/default.aspx/621


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مینافشنگچی در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 و ساعت 8:47 |
در حاليکه در ماههاي اخير ،اعتراض فيلمسازان به وضعيت نمايش فيلمهاي خاص و فرهنگي افزايش يافته است دومدير قبلي و فعلي سينما در هفته ي اخير در دوگفت وگوي جداگانه ،به انتقاد از اکران فيلمهاي فرهنگي درايران پرداختند.
به گزارش ايلنا ،اين دو اظهار نظر جديد نشان از وخيم بودن وضعيت نمايش فيلمهاي فرهنگي درايران دارد.
محمدرضا جعفري جلوه معاون امور سينمايي به تازگي درگفت وگويي با ماهنامه فيلم در اظهاراتي کم نظير باانتقاد از وضعيت اکران فيلم به همين سادگي گفت :بايد تاسف خودرااز اکران نامناسب فيلمي چون به همين سادگي در سينماهاي کشور اعلام کنم که پخش کننده هيچ برنامه اي براي اکران اين فيلم درشهرستانها نداشت و اين فيلم صرفا درتهران ،آن هم با حمايت جدي وپي گيريهاي مستمرما به نمايش در آمد.
سيف الله داد معاون امور سينمايي در دولت خاتمي نيز در گفت وگويي با اعتماد بانتقاد از وضعيت نمايش فيلمهاي فرهنگي گفت:در گذشته مثلا وقتي فيلم رنگ خدا اکران شدنزديک به 180ميليون تومان در آن زمان فروخت واگر قراربود با وضعيت فعلي اکران شود آن را در چند سينماي محدو داکران مي کردندو نتيجه اش يک اکران کم خاصيت با فروش پايين بود .
وي ادامه داد:مثلا اگر الان فيلم ميناي شهر خاموش در شرايط مناسبي اکران مي شد فروش خوبي مي کرد .مردم مااين فيلمها را دوست دارند.
دادتاکيد کرد :در آن زمان فيلمهاي فرهنگي همانند زير پوست شهر و بوي کافور عطر ياس از فروش خوبي برخوردارشدند.
پايان پيام
+ نوشته شده توسط مینافشنگچی در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 و ساعت 10:49 |
سرمایه: «خیلی کار کرده اند، ایرانی ها و خارجی ها هنوز مشغول هستند اما مردم همچنان مشکل دارند و شهر هنوز ویرانه است. مردم هم به ما لطف دارند و دردودل ها و مشکلات شان را می گویند.»سه سال پیش بود که هنگام فیلمبرداری فیلم «مینای شهر خاموش» که این روزها بر پرده سینماست، با عزت الله انتظامی تماس گرفتم. او که تازه از بم بازگشته بود برایم از وضعیت شهر و مردم گفت. خیلی دوست داشت این فیلم زودتر ساخته و نمایش داده شود،
 می گفت شاید روی سرعت کار بازسازی این شهر تاثیر بگذاریم. فیلم در جشنواره بیست و هشتم فیلم فجر به نمایش درآمد و بازی انتظامی در این نقش بسیار مورد توجه قرار گرفت و به ویژه که او در این فیلم نقش یک قناتی را دارد که جد اندر جد وظیفه پاکسازی قنات ها و به راه افتادن دوباره جریان آب را داشته اند. انتظامی هم برای بازی در این نقش داخل چاه می رود، از تونل گلی عبور می کند و سخت پر تکاپوست، چابکی که برای بازیگری در سن و سال او باید خیلی دشوار باشد اما اگر آقای بازیگر سینمای ایران را مقابل دوربین فیلمبرداری ببینید، آنگاه درمی یابید که او همه دردها را برابر دوربین فراموش می کند و سرحال می شود. انتظامی از همان سالی که «مینای شهر خاموش» آماده نمایش شد، برای اکران عمومی آن خیلی تلاش کرد و در تمامی برنامه های نمایشی که سازمان ها و نهادهای مختلف برگزار کردند، شرکت کرد. او خود چگونگی همکاری اش را با این فیلم چنین توضیح می دهد: «پیش از آن فیلم های مستند و دو فیلم داستانی رضویان را دیده بودم، مردان خاکستری که اصلاً نمی شود گفت فیلم سینمایی بود اما «تهران ساعت هفت»، متفاوت تر از فیلم های معمول این زمان است و نگاه بهتری دارد، همین نکته و جوان بودن رضویان و اینکه من اساساً به جوان ها ارادت دارم و با رغبت کمک شان می کنم، باعث شد روی فیلمنامه ای که به من داده بود، کار کنم و در مجموع تا اسفند سال 1374 مدام این نوشته را اصلاح کردیم تا اینکه بالاخره در این تاریخ با درست کردن چند مورد آخر، فیلمنامه به مرحله ای رسید که بشود فیلمبرداری را شروع کرد. به گفته من 25 سناریو و به قول امید روحانی 35 بار سناریو تغییر کرد تا چیز دندان گیری از آب در بیاید و قابل قبول باشد.» از او درباره سختی نقش می پرسم و تلاش هایی که برای اکران آن کرده است: «خب نقش می طلبید، این آدم اصلاً به قناتی معروف است و کارش جداندر جد همین بوده. اینها چاه های آب را پاک می کنند و وقتی هم که زلزله می آید همین کار را انجام می دهند و راه آب را باز می کنند تا دوباره جریان پیدا کند. به هر حال در بین فیلم های الان این فیلم یک سر و گردن بالاتر است. البته اکران فیلم خیلی مطلوب نیست و فقط در 10 سینما اکران شده است اما همه تنها یک سانس نشانش می دهند و حتماً با این شیوه فیلم خرجش را در نمی آورد و چند سال هم که اکران نشد. با این فیلم خوش رفتاری نشد. برای من هم فیلم خیلی سختی بود، حتی یک بار بر اثر گرما چهار پنج روز خون دماغ شدم.»
هفت، هشت سال پیش بود شاید هم بیشتر، یک روز خبردار شدیم عزت الله انتظامی به بازار تهران رفته و حجره به حجره برای کودکان افغان کمک جمع می کند، بعد از آن هم بارها درباره کارهایی که برای امور خیر و رفع مشکلات مردم می کند، شنیده ایم، دلیل این کارها را این گونه بیان می کند: «ما شاید به لحاظ اداری بازنشسته شده باشیم اما من فکر نمی کنم یک هنرمند تا وقتی قادر به راه رفتن است، بازنشسته بشود و من اعتقاد دارم هنرمندان به دلیل محبوبیت شان و اعتمادی که مردم به آنها دارند، باید از این موقعیت به نفع عده ای که مشکل دارند استفاده کنند. این دغدغه از خیلی پیش با من بوده، من در طول زندگی ام بی پولی زیاد کشیده ام، برای همین هم اگر کسی از من قرض بخواهد نمی توانم نه بگویم، در این موارد خجالت می کشم بگویم نه، حتی وقتی کسی قرضش را می خواهد بدهد رویم نمی شود از او بگیرم. این هم حقیقتاً برمی گردد به دوران تحصیل و مشکلات مالی که در آلمان داشتم، برای همین در این سال ها سعی کردم، همیشه یک پای ماجراهای خیر باشم. این رابطه را هنرمندان و مردم باید داشته باشند و این همان محبوبیت است. در واقع کافی است فقط دو شب در یک سریال تلویزیونی بازی کنی تا مشهور شوی و البته اگر بازی هم نکنی از یاد می روی اما محبوبیت ماجرایش فرق می کند نمی توان آن را خرید، ذره ذره ساخته می شود.» و در ادامه از تصورات مردم یاد می کند: «مردم باور نمی کنند که ما واقعاً چه مبالغی می گیریم و اصلاً می گیریم یا نه، آنها خیال می کنند بازیگر ها دستمزدهای خیلی کلان می گیرند، آنها فکر می کنند ما راننده و پیشخدمت و آشپز و. . داریم، در حالی که اصلاً از این خبرها نیست. زندگی ما ساده تر از این حرف هاست.»او در این سال ها مدام در همه مراسم ها و گفت وگو ها و صحبت هایی که داشته وضعیت هنرمندان پیشکسوت و لزوم حمایت های مالی و درمانی را از آنها گوشزد می کند.
از سال ها پیش و از آن روزهایی که موزه سینما کار خود را در کوچه پیر نیای لاله زار آغاز کرد تا امروز که شش سال است به باغ فردوس و عمارت کلاه فرنگی منتقل شده، اغلب روزهای هفته انتظامی به عنوان رئیس هیات مدیره این موزه ساکن یکی از اتاق های آن است. او خود اولین هنرمندی بود که یادگاری ها و جایزه هایش را به موزه سینما اهدا کرد: «شاید جزء اولین کسانی بودم که هر چه در خانه داشتم به موزه دادم، به همان جایی که الان انبار موزه است، در کوچه پیرنیای خیابان لاله زار. خیلی دوست داشتم این مکان برپا شود. الان دیگر سال هاست که بازنشسته شده ام. گاهی شاید یک فیلم بازی کنم، بنیه ام هم اجازه کار در مجموعه های تلویزیونی را نمی دهد، برای همین دلم می خواهد بیشتر وقتم را در اینجا بگذرانم، برخورد با آنچه در این موزه است، خاطرات را در من زنده می کند. نسل آینده هم با دیدن این یادگاری ها به احترام و ارزش و قداست این هنر بیشتر پی می برد و می فهمد ما با چه مشکلاتی روبه رو بودیم اما تعهد داشتیم تا هنر پاک و ناب انسانی را عرضه کنیم.»
+ نوشته شده توسط مینافشنگچی در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387 و ساعت 1:0 |
+ نوشته شده توسط مینافشنگچی در جمعه بیست و دوم شهریور 1387 و ساعت 23:54 |